تبليغاتX
زازران - علي(ع) مظلومترين مظلوم تاريخ
زازران

علي(ع) مظلومترين مظلوم تاريخ


علي(ع) مظلومترين مظلوم تاريخ

 

شهيد مطهري
علي (ع) همان شخصيت والايي است که فرق نازنينش شکافته و محاسن شريفش، در محراب عبادت، به جهت شدت عدلش، به خون مقدسش رنگين شد.

کدام بعد از ابعاد وجودي علي (ع) را مي توان بررسي کرد؟ شجاعت، عدالت، سخاوت، ايثار و گذشت، علم، آگاهي و معرفت، زهد و تقوا و. . . کدام يک؟

اصولاً شخصيت علي (ع) شخصيتي است چندبعدي و جامع صفات اضداد، علي فرمانروايي پرقدرت و صلابت و در عين حال بردبار در ميدان جنگ دلاوري کم نظير، در محراب عبادت عابدي گريان، اما در ميدان نبرد خندان، با دشمنان خشن و قاطع، در برابر يتيمان و بيوه زنان مهربان و رقيق القلب، سخاوتمندي بي مانند، در عين حال ژنده پوشي کارگر و کشاورز، حکيمي دانا و قاضي اي دادگستر و بي گذشت و دقيق النظر بود.

علي (ع) همان شخصيت والايي است که فرق نازنينش شکافته و محاسن شريفش، در محراب عبادت، به جهت شدت عدلش، به خون مقدسش رنگين شد.

به راستي شناخت گوشه اي از اين درياي ناپيداي کرانه فضيلت و تقوا و دانش و... براي کسي امکان ندارد، مگر خدايي که خالق اوست و حضرت خاتم النبيين (ع) که معلم و مربي اوست و اولاد طاهرينش که پرورش يافتگان مکتب او هستند، مقام و رتبت او را چنان که هست، دريابند والا ديگران راهي به شناخت شخصيت والايش ندارند.

باري، علي (ع) دريايي است از خصايص عالي بشري و جامع صفات ممتاز يک انسان برتر، يک انسان کامل. تا آنجا علي (ع) در اين صفات پيش رفته است که حتي دشمنانش زبان به اعتراف گشوده اند.

فصاحت و بلاغت علي (ع) در خطبه هاي نهج البلاغه جلوه گر است. آنان که پاي منبر خطابه علي (ع) مي نشستند، از شنيدن بيانات آتشين و جذابش بر خود مي لرزيدند و مي گريستند. همام (از اصحاب علي (ع)) از شنيدن اوصاف پرهيزگاران که با بيانات روشن و جامع و پرشور خود ايراد فرمود، همچون چوبي خشک بر زمين افتاد و جان به جان آفرين تسليم کرد.

سيد رضي که خود مردي اديب، شاعر و سخن شناس بوده است، در ستايش سخنان علي (ع) چنين مي گويد: «اميرالمؤمنين (ع) آبشخور فصاحت و ريشه و زادگاه بلاغت است. اسرار مستور بلاغت از وجود او ظاهر گشت و قوانين آن از او اقتباس شد. هر گوينده سخنور از او دنباله روي کرد و هر واعظ سخنداني از سخن او مدد گرفت. در عين حال به او نرسيدند و از او عقب ماندند. بدان جهت که بر کلام او نشانه اي از دانش خدايي و بويي از سخن نبوي موجود است.

«طه حسين» اديب و نويسنده مصري در کتاب «علي و بنوه» داستان مردي را نقل مي کند که در جريان جنگ جمل دچار ترديد مي شود، با خود مي گويد: «چطور ممکن است شخصيتهايي از طراز طلحه و زبير بر خطا باشند؟!» درد دل خود را با خود علي (ع) در ميان مي گذارد و از خود علي (ع) مي پرسد که مگر ممکن است چنين شخصيتهايي عظيم بي سابقه اي بر خطا روند؟

علي (ع) به او مي فرمايد: تو سخت در اشتباهي، تو کاري واژگونه کرده اي، تو به جاي اين که حق و باطل را مقياس عظمت و حقارت شخصيت ها قرار دهي، عظمت ها و حقارت ها را که قبلاً با پندار خود فرض کرده اي، مقياس حق و باطل قرار داده اي، تو مي خواهي حق را با مقياس افراد بشناسي؟ برعکس رفتار کن!

اول خود حق را بشناس، آن وقت اهل حق را خواهي شناخت، آنگاه ديگر اهميت نمي دهي که چه کسي طرفدار حق است و چه کسي طرفدار باطل و از خطا بودن آن شخصيت ها در شگفت و ترديد نخواهي بود.

«طه حسين» پس از نقل جمله هاي علي (ع) مي گويد: «من پس از وحي و سخن خدا، جوابي پرجلال تر و شيواتر از اين جواب نديده و نمي شناسم.»

علي (ع) بنا به قولي چهارصد و هشتاد و اندي خطبه ايراد فرموده است که مقداري از آنها را سيد رضي برگزيده و در کتاب شريف «نهج البلاغه» جمع آوري کرده است. علي (ع) اين خطبه ها را در حالات و مواضع مختلف و به مناسبتهاي گونه گون، بالبداهه ايراد فرموده است. نامه ها و کلمات حکمت آميز آن حضرت خود بخشي جداگانه است که در عين کوتاهي وسعت و عظمت حيرت انگيز دارد.

علي (ع) در همين مقدار خطبه هايي که در دست داريم، باريک ترين نکته هاي توحيدي، اجتماعي، سياسي، زهد و تقوا و شناخت حق و باطل، مؤمن و منافق، حکمت عملي، شيوه عمل و رفتار با مردمان و زيردستان، مشاوران و معاشران، اقران و همسران، فنون جهاد و جنگ و غلبه بر خصم و. . . را بيان کرده است. در توصيف اسرار خلقت، آفرينش مورچه و طاووس و برخي از جانوران، درباره نبات و جماد و صحرا و سنگستانهاي حجاز و مکه معظمه و ديگر مسائل، کلام را به اوج رسانده و چراغي هدايتگر پيش پاي خلق نهاده است.

به راستي کلامش فوق کلام مخلوق و تحت کلام خالق و رسول خداست، همه فصحا و بلغا در برابر عظمت کلامش و ابعاد گسترده اش اظهار عجز کرده اند.

مقام برادري و اخوتش با رسول الله(ص) مرتبه وصايتش و ولايتش، درجه تقوا و ايثارش، آيات الهي که در حق علي (ع) به اتفاق بيشتر مفسرين، نازل شده است، شجاعت و جهادش در جنگهاي بدر و حنين و احزاب ـ که ضربت شمشيرش برتر از عبادت انس و جن شمرده شد ـ و جنگ خيبر ـ که بسياري گردن کشيدند تا رسول خدا (ص) پرچم را به آنان دهد، ولي اين فضيلت نيز خاص علي (ع) شد. . . ـ حقايقي است که کسي را ياراي انکار آنها نيست.

ايستادگي اش در برابر ناکثين و قاسطين و مارقين و آنان که مي خواستند دين اسلام را از مسير اصلي اش منحرف سازند و به وادي انحراف و امتيازات طبقاتي و سنن ملغي شده جاهلي بکشانند ـ تا سرحد جان ـ حقيقتي است روشن.

حلم و صبر و سکوتش، در مدت بيست و اند سال به خاطر مصالح کلي اسلام و مسلمين، درحالي که «خار در چشم و استخوان در گلو» بوده، مطلبي است دردناک و شگفت انگيز که تاريخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد.

علي (ع) در آن گردبادهاي اغراض و جهالت و توفانهاي کينه توزي و مطامع دنيوي، ناشناخته بود و سخنان، آتشين و زلال و مواعظ از دل برخاسته اش در دلهاي قسوت گرفته و سنگين، کمتر اثري مي کرد تا جايي که علي (ع) سر در بيابان ها مي نهاد و درد دل خود را تنها با خواص اصحابش در ميان مي گذاشت يا در سکوت عميق چاه ها فرو مي گفت.

علي (ع) که چشمه هاي حکمت و دانش از ستيغ کوهساران شخصيت والايش ريزان بود و مي توانست سعادت دو جهان را براي همگان به ارمغان آورد.

علي (ع) که به راه هاي آسمان از راه هاي زمين آشناتر بود.

علي (ع) که از شميم روح پرور وحي محمدي (ع) بهره ياب شده بود و از کودکي در آغوش پرمهر نبوت پرورش يافته بود، علي (ع) که عادل ترين داوران و شجاع ترين دلاوران و امير مؤمنان و پناهگاه ستم رسيدگان و دردمندان بود، همچنان ناشناخته ماند و جز تني چند از ياران وفادارش، ديگران به ارزش وجودي اش پي نبردند و يا نخواستند پي برند.

درد و دريغا که بدخواهان دنياپرست و کينه توزان جاه طلب به اين کوردلي اکتفا نکردند، حتي براي رونق کاخ و رواق خضراي خود و شکوه سلطنت چند روزه دنياي خود، دشمني نسبت به او و بدگويي از او را ترويج و تجويز کردند و در اين راه از بيت المال مسلمانان حاتم بخشي ها نمودند!

به راستي علي (ع) مظلوم تاريخ اسلام است.